شکوه سحرانگیز دنای زیبا
چهارراه اصفهان، فارس، خوزستان و بوشهر، قلمرو قلل سر به فلک کشیده، جلوه گاه دناي باصلابت، بهشت زیبای جنوب ایران زمین، گچساران نفت خیز.
به منطقه ای با منابع عظیم نفت و گاز خوش آمدید (استخراج حدود یک چهارم نفت و گاز ایران).
شبی را در شهر دوگنبدان گذروندیم و حسابی بارون گیر شدیم. بهار زیبا کهكیلویه و بویراحمر ما را به ارتفاعات و تپه های ماهوریش فرا می خواند. از صدای مهيب رعد و برق حسابی وحشتزده شده بوديم اما صورت خشمگین طبیعت ما رو به دیدن مناظر پردیس گونه امیدوارتر می کرد. باز هم از مسیر خارج شدیم و به سمت بارگاه خاتون قلل زاگرس کبیر حرکت کردیم. هنوز خورشید در خوابگاه خود بود که وارد جاده مارپیچی شدیم. جاده ای سحرانگيز، با لوله های نفتي مارگون كه در كمرکش کوهها همگام ما بودن، همراه ما می پیچیدن و همراه ما بالا می آمدن. آتشی که هر چند کیلومتر از درون این لوله ها شعله می کشید، جلوه ای افسانه گونه به مسیر بخشیده بود.
روستای حاشیه نشین جاده، محمل قومي زاگرس نشين، با مشعلهايي كه بر ايوان و بام هر خانه زبانه مي كشيد، حكايت گنجي را كه بر بستر آن خفته بود، زمرمه مي كرد.
مناظري كه در اين راه ديدم انقدر دلفريب و روياگونه بود كه توصيف آن برایم مقدور نيست، خودم بقدري هيجان زده و جوگير شده بودم كه تنها قادر به فرياد كشیدن بودم، و یک احساس سبك بالي غیر قابل وصف.
به منطقه ای با منابع عظیم نفت و گاز خوش آمدید (استخراج حدود یک چهارم نفت و گاز ایران).
شبی را در شهر دوگنبدان گذروندیم و حسابی بارون گیر شدیم. بهار زیبا کهكیلویه و بویراحمر ما را به ارتفاعات و تپه های ماهوریش فرا می خواند. از صدای مهيب رعد و برق حسابی وحشتزده شده بوديم اما صورت خشمگین طبیعت ما رو به دیدن مناظر پردیس گونه امیدوارتر می کرد. باز هم از مسیر خارج شدیم و به سمت بارگاه خاتون قلل زاگرس کبیر حرکت کردیم. هنوز خورشید در خوابگاه خود بود که وارد جاده مارپیچی شدیم. جاده ای سحرانگيز، با لوله های نفتي مارگون كه در كمرکش کوهها همگام ما بودن، همراه ما می پیچیدن و همراه ما بالا می آمدن. آتشی که هر چند کیلومتر از درون این لوله ها شعله می کشید، جلوه ای افسانه گونه به مسیر بخشیده بود.
روستای حاشیه نشین جاده، محمل قومي زاگرس نشين، با مشعلهايي كه بر ايوان و بام هر خانه زبانه مي كشيد، حكايت گنجي را كه بر بستر آن خفته بود، زمرمه مي كرد.
مناظري كه در اين راه ديدم انقدر دلفريب و روياگونه بود كه توصيف آن برایم مقدور نيست، خودم بقدري هيجان زده و جوگير شده بودم كه تنها قادر به فرياد كشیدن بودم، و یک احساس سبك بالي غیر قابل وصف.
هر چقدر كه از دامنه كوه بالا مي رفتيم، قله و دامنه هايي كه با پوشش سبز و گلهاي وحشي پوشيده شده بودند، بيشتر جلوه گري مي كردند و ناگهان دشتهايي گسترده با تپه هاي ماهوري، آكنده از عطر مسحور كننده بهاري و درختاني به قدمت تاريخ اين سرزمين، كه با سماجت خاصي سينه كوهها را شكافته و قد علم كرده بودند. هر چه قدر از شکوهمندی بناهاي باستاني كازرون گفتم، اينجا بايد از طبيعت مست كننده و نشاط آور دناي شورانگيز و رودخانه هاي خروشاني كه از عمق وجود آن مي جوشد، بگويم.

هر چقدر كه به مقصد نزديك مي شديم از طراوت و تازگي كاسته مي شد و چهره عريان كوهستان نويد گرماي سوزان جنوب را مي داد.
بارگاه امام زاده بي بي حكيمه خاتون دختر موسي بن جعفر؛
اگر نام بي بي حكيمه رو به انگليسي در گوگل جستجو كنيد، آنچه به شما معرفي مي كند نقشه هاي نفتي خواهد بود كه گوياي فوران نعمت زير زميني اين منطقه است. اما براي مردم اين استان و استانهاي همجوار، مزار اين خاتون مامن دوستداران اهل بيت است كه مسير صعب العبوري را براي زيارت طي مي كنند. بناي اين امامزاده بسيار منحصر به فرد است. مانند سد كه مسير تنگه اي را بسته است.
شايد تصاوير گوياي مطلب باشد.
بارگاه امام زاده بي بي حكيمه خاتون دختر موسي بن جعفر؛
اگر نام بي بي حكيمه رو به انگليسي در گوگل جستجو كنيد، آنچه به شما معرفي مي كند نقشه هاي نفتي خواهد بود كه گوياي فوران نعمت زير زميني اين منطقه است. اما براي مردم اين استان و استانهاي همجوار، مزار اين خاتون مامن دوستداران اهل بيت است كه مسير صعب العبوري را براي زيارت طي مي كنند. بناي اين امامزاده بسيار منحصر به فرد است. مانند سد كه مسير تنگه اي را بسته است.
شايد تصاوير گوياي مطلب باشد.


در مسير حركت به سمت دشت خوزستان چهره سبز كوهستان رنگ باخت و به خشكي گراييد. هر چند باران بهار همه جا به دنبال ما بود.
منطقه گچساران جلوه كوچكي از زيباييهاي استان كم وسعت كهكيلويه و بويراحمر است، اين استان با وجود منابع سرشار انرژي، معادن سنگهاي تزئيني، سنگ آهك و فسفات، آب و هواي متنوع و جاذبه هاي گردشگري فراوان (مانند روستاي مارين كه ملقب به ماسوله دوم در جنوب مي باشد) از جمله محروم تر مناطق كشور است.
منطقه گچساران جلوه كوچكي از زيباييهاي استان كم وسعت كهكيلويه و بويراحمر است، اين استان با وجود منابع سرشار انرژي، معادن سنگهاي تزئيني، سنگ آهك و فسفات، آب و هواي متنوع و جاذبه هاي گردشگري فراوان (مانند روستاي مارين كه ملقب به ماسوله دوم در جنوب مي باشد) از جمله محروم تر مناطق كشور است.
+ نوشته شده در سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت توسط داروغه
|






به نام چاشني بخش زبانها