این سالای اخیر هی چنتا پیرزن همسایه ما می شن! آقا هر جا می ریم خلاصه یه دونه از این طفلکی ها همسایمون هست. یه وقت فکر نکنید برای ما دردسری دارندا، نه! فقط بار درد دلشون آدمو از این زمونه بی مروت ناامید می کنه! ای بابا، چه بچه هایی پیدا می شن!!!! آدم باورش نمی شه! فکر کن یه نفر جوونیش تلف چه موجوداتی بکنه! وضحی خانوم الان که دیگه تو یه آپارتمان مستأجری همسایه ما شده، عمری ازش گذشته، البته فکر نکنید مال و املاک نداره، نه! اتفاقا خیلی هم مال داره! تا چند سال پیش که آقا معمار زنده بوده، یه خونه داشتن ۳۰۰ شایدم ۴۰۰ متری با کلی کبکبه! دبدبه! اما همین که جناب معمار سرشو میذاره زمین کفتارای میراث خور سر می رسن و کار به جایی می رسه که مادرشون از خونه بیرون می کنن!
یه وقتایی بغض که می کنه می گه: "من ناز پرورده بودم، دختر یکی یدونه بابام، حرفم خریدار داشت"
همین الانم از ارث پدریش -که املاک قابل توجهی هم هست- داره روزگار می گذرونه، مال و اموالشو یواش یواش داره منتقل می کنه به خیریه، می گه: "دلم نمی خواد هیچی برای میراث خورا بذارم"
یه دختر داره آدم باورش نمی شه چقدر عشق پول، ملک و زمینه! وضحی خانوم الان تو آپارتمان همین دخترش زندگی می کنه البته مثه یه مستأجر اجاره خونشو باید بده ها! همین طوری الکی الکی نیست! بقیه بچه هاش که دیگه هیچی سرشم نمی زنن، چون سر ارث و میراث اختلاف دارن.
ای بابا، این طفلکی دلش می خواد بچه هاش بهش برسن، براش مایه بذارن، عشق بترکونن!
من یه مادربزرگی داشتم خدا رحمتش کنه هزارتا! به بچه هاش می گفت: "تو باغ خودم همه جور میوه ای دارم اما میلم به میوه باغ تو می رود". مشکل کمبود پول نیست، نبود محبت و معرفته!
 
::::: حاشیه دفتر :::::
* تعبیر خبر خوش هسته ای:
سخنگوی وزارت خارجه: تعلیق در چارچوب مذاکرات قابل بررسی است! ايران همه موضوعات را در چارچوب مذاکره قابل طرح و بررسي مي داند حتي تعليق را. (بلاخره قدم به قدم)
علي لاريجاني روز گذشته از تعليق و تفاهم و حتي پذيرش غني سازي تا ميزان ۴ درصد سخن گفت. (داره یه چیزی اتفاق می افته)