ای کاش از تاریکی نمی ترسیدم!
چرا وقتی می گم انتخابات مجدد زود موضع می گیرن و از کوره در می رن، مگه من چی می گم، این حق منه!
شاید بعد از ۲۸ سال امروز ما مثل اونا فکر نکنیم، این جرمه؟
برای چی انقلاب کردن؟
نظام شاهنشاهی منسوخ است، اصلا چه معنی داره همه برای یکی!
کوتاهی دست اربابان قدرت خارجی از منابع کشور
زنده کردن اسلام؟
الان اسلام زنده شده است؟
نمی خوام یه طرفه برم به قاضی، حقیقت اینه که با تحول سال ۵۷ مردم بازگشتی دوباره به فرهنگ اسلامی داشتن، نشانه های ظاهری فساد برچیده شد، سعی شد ساختاری اسلامی برای حکومت پی ریزی شه و اسلام در تمام زندگی اجتماعی مردم نهادینه شه.
اما با گذشت ۲۸ سال برای نسل امروز اسلام، عنوان اسلام، حکومت علی وار و .... چرا طعم کهنگی، پارتی بازی، سرکوب عقاید مخالف، آدم های دور، صورتهای نقاب دار، فقر، بی کاری، احتکار، تورم، پشت در دانشگاه، افسار گسیختگی خانواده ها، مردان بی غیرت، زنان هرزه، تمسخر حجاب و..... می ده؟؟؟
امروز با این شرایط دیگر جایی برای پناه بردن وجود داره؟
انقلاب ایران مسیر غیرقابل اجتناب تاریخ ایران بود، نظام شاهنشاهی منسوخ است و امروز ما قدردان زنان و مردان از جان گذشته ای هستیم که در آن برهه تاریخی ندای آزادی خواهی سردادند و با نثار خون خود این بنیاد پوسیده را ریشه کن کردن، اما امروز ۲۸ سال گذشته است آنها آنچه درست بود بر اساس اعتقادات و عقایدشان انجام دادند. خوش به حال کسی که در پیچ تاریخ حق را دریابد.
پیش خودم فکر کردم اگر ۲۸ سال به عقب برمی گشتیم من جوان ۲۵ ساله سال ۵۷ بودم آیا عظمت رسالت قیام را درک می کردم و یا شجاعت حمایت از آن را داشتم؟ الهی دیده حق بین عطا کن!
و امروز ما وارثان بی معرفت دور خودمون می چرخیم نمی دونیم چی می خوایم تاریخی ناقص را هر سال مرور می کنیم، روزی دوستی گفت این انقلاب را خود آمریکاییها راه اونداختن!
اما امروز ای کاش حرمت اسلام همچنان باقی بماند!
ای کاش نقابهای دو رویی کنار رود!
ای کاش دیگه هیچ کس تو بازار ما زهد نفروشه!
ای کاش نداهای مخالف هم بگوش برسه!
ای کاش از تاریکی نمی ترسیدم!
آنگاه افتخار داشته باشیم بعد از ۲۸ سال همچنان آزادانه و با اکثریت آرا حکومتی دلخواه را به تصویب برسانیم.
چرا برای تمام خواسته هایمان باید خون بدیم، زندانی شیم، زجر بکشیم؟
آیا در طول تاریخ پرتنش ایران هیچ حکومتی نمی توونه بر اساس نظر ملت تغییر رویه بده، در ساختار خود اصلاحات انجام بده. امروز ما جز حکومت جمهوری مسلما دنبال حکومت دیگری نیستیم، اکثریت قائل به حرمت اسلام هستیم، اما نمی خوایم اسلام نقاب سود جویی بشه، نمی خوایم عنوان اسلام علیهش بکار بره. چرا از علی برای خودمون مایه می ذاریم؟ ما کجا و علی کجا؟
ای کاش حرف امام را گوش می کردید!
ای کاش در ساختار اجرایی کشور وارد نمی شدید!
ای کاش ارزشها حفظ می شد!
ای کاش مردم همچنان به شما اعتماد داشتند!
ای کاش در سختیها مردم بی پناه نبودند!
ای کاش بی کفایتی ما را به حساب اسلام نمی گذاشتن!
باز ۲۲ بهمن می آد، خیابانها از جمعیت پر می شه، چون ما همچنان ۲۲ بهمن ۵۷ را تایید می کنیم، ما همچنان حکومت کشور خود را تایید می کنیم هر چند قائل به اصلاحات هستیم. ما کشتی و کشتیبان را تایید می کنیم اما این کشتی بعد از ۲۸ سال باید تعمیر شود.
هر سال در ۲۲ بهمن کارنامه حکومت بعد از ۵۷ بررسی می شه اما آیا بعد از ۲۸ سال مقایسه این کارنامه با کارنامه سال ۵۷ صحیح است؟ آیا نیازی به این مقایسه وجود داره؟
شاید بعد از ۲۸ سال امروز ما مثل اونا فکر نکنیم، این جرمه؟
برای چی انقلاب کردن؟
نظام شاهنشاهی منسوخ است، اصلا چه معنی داره همه برای یکی!
کوتاهی دست اربابان قدرت خارجی از منابع کشور
زنده کردن اسلام؟
الان اسلام زنده شده است؟
نمی خوام یه طرفه برم به قاضی، حقیقت اینه که با تحول سال ۵۷ مردم بازگشتی دوباره به فرهنگ اسلامی داشتن، نشانه های ظاهری فساد برچیده شد، سعی شد ساختاری اسلامی برای حکومت پی ریزی شه و اسلام در تمام زندگی اجتماعی مردم نهادینه شه.
اما با گذشت ۲۸ سال برای نسل امروز اسلام، عنوان اسلام، حکومت علی وار و .... چرا طعم کهنگی، پارتی بازی، سرکوب عقاید مخالف، آدم های دور، صورتهای نقاب دار، فقر، بی کاری، احتکار، تورم، پشت در دانشگاه، افسار گسیختگی خانواده ها، مردان بی غیرت، زنان هرزه، تمسخر حجاب و..... می ده؟؟؟
امروز با این شرایط دیگر جایی برای پناه بردن وجود داره؟
انقلاب ایران مسیر غیرقابل اجتناب تاریخ ایران بود، نظام شاهنشاهی منسوخ است و امروز ما قدردان زنان و مردان از جان گذشته ای هستیم که در آن برهه تاریخی ندای آزادی خواهی سردادند و با نثار خون خود این بنیاد پوسیده را ریشه کن کردن، اما امروز ۲۸ سال گذشته است آنها آنچه درست بود بر اساس اعتقادات و عقایدشان انجام دادند. خوش به حال کسی که در پیچ تاریخ حق را دریابد.
پیش خودم فکر کردم اگر ۲۸ سال به عقب برمی گشتیم من جوان ۲۵ ساله سال ۵۷ بودم آیا عظمت رسالت قیام را درک می کردم و یا شجاعت حمایت از آن را داشتم؟ الهی دیده حق بین عطا کن!
و امروز ما وارثان بی معرفت دور خودمون می چرخیم نمی دونیم چی می خوایم تاریخی ناقص را هر سال مرور می کنیم، روزی دوستی گفت این انقلاب را خود آمریکاییها راه اونداختن!
اما امروز ای کاش حرمت اسلام همچنان باقی بماند!
ای کاش نقابهای دو رویی کنار رود!
ای کاش دیگه هیچ کس تو بازار ما زهد نفروشه!
ای کاش نداهای مخالف هم بگوش برسه!
ای کاش از تاریکی نمی ترسیدم!
آنگاه افتخار داشته باشیم بعد از ۲۸ سال همچنان آزادانه و با اکثریت آرا حکومتی دلخواه را به تصویب برسانیم.
چرا برای تمام خواسته هایمان باید خون بدیم، زندانی شیم، زجر بکشیم؟
آیا در طول تاریخ پرتنش ایران هیچ حکومتی نمی توونه بر اساس نظر ملت تغییر رویه بده، در ساختار خود اصلاحات انجام بده. امروز ما جز حکومت جمهوری مسلما دنبال حکومت دیگری نیستیم، اکثریت قائل به حرمت اسلام هستیم، اما نمی خوایم اسلام نقاب سود جویی بشه، نمی خوایم عنوان اسلام علیهش بکار بره. چرا از علی برای خودمون مایه می ذاریم؟ ما کجا و علی کجا؟
ای کاش حرف امام را گوش می کردید!
ای کاش در ساختار اجرایی کشور وارد نمی شدید!
ای کاش ارزشها حفظ می شد!
ای کاش مردم همچنان به شما اعتماد داشتند!
ای کاش در سختیها مردم بی پناه نبودند!
ای کاش بی کفایتی ما را به حساب اسلام نمی گذاشتن!
باز ۲۲ بهمن می آد، خیابانها از جمعیت پر می شه، چون ما همچنان ۲۲ بهمن ۵۷ را تایید می کنیم، ما همچنان حکومت کشور خود را تایید می کنیم هر چند قائل به اصلاحات هستیم. ما کشتی و کشتیبان را تایید می کنیم اما این کشتی بعد از ۲۸ سال باید تعمیر شود.
هر سال در ۲۲ بهمن کارنامه حکومت بعد از ۵۷ بررسی می شه اما آیا بعد از ۲۸ سال مقایسه این کارنامه با کارنامه سال ۵۷ صحیح است؟ آیا نیازی به این مقایسه وجود داره؟
+ نوشته شده در بیست و یکم بهمن ۱۳۸۵ ساعت توسط داروغه
|
به نام چاشني بخش زبانها