داستانی از درد، خون و فریادها
نسلکشی در کشورهای غرب آسیا، از غزه و فلسطین تا دیگر سرزمینهای درگیر، داستانی از درد، خون و فریادهایی است که در تاریکی تاریخ گم شدهاند. در این منطقه که زمانی مهد تمدنها بود، امروز شاهد داغهایی هستیم که هیچ کلمهای قادر به وصفشان نیست. در غزه، که تحت محاصره و بمبارانهای مداوم قرار دارد، هزاران انسان بیگناه، از زن و کودک گرفته تا مردان جوان، جان خود را در جنگهای بیپایان از دست میدهند. رنجهای بیپایان مردم فلسطین، که به اجبار از خانه و کاشانهشان رانده شدهاند، روایتهایی از نسلکشی است که از نسلهای گذشته به نسلهای آینده منتقل میشود.
در فلسطین، دیوارهایی بلند از تفکیک و نفرت کشیده شده است، جایی که تنها شاهد این دیوارها و مرزها، مردم بیپناهاند که در سایه آنها در انتظار مرگ و نابودی زندگی میکنند. آنها نه تنها درگیر جنگی بیپایان هستند، بلکه درگیر نابرابریها، تبعیضها و سیاستهای ظلمیاند که هر روز جسم و روحشان را به آزمایش میگذارند.
در غزه، هر بار که زمین لرزهای از انفجارهای بمبها میگذرد، هیچ چیز جز ویرانی و خونریزی به جا نمیماند. خانهها، مدارس، بیمارستانها و حتی مساجد، همه به هدفی تبدیل میشوند که در آن انسانها نمیتوانند حتی پناهی امن بیابند. کودکانی که در میان ویرانهها رشد میکنند، نه تنها از فرصت زندگی محروم میشوند، بلکه از آیندهای که باید داشته باشند، نیز بریده میشوند. این نسلها قربانی سیاستهایی میشوند که نه تنها جسم آنان، بلکه هویتشان را نیز هدف قرار داده است.
اما درد فلسطینیها و مردم غزه تنها در مرزهای خودشان نمیماند. در کشورهای همسایه و در بسیاری از سرزمینهای غرب آسیا، شاهد نسلکشیهای مشابهی هستیم. در سوریه و لبنان و دیگر نقاط، انسانها روز به روز در مقابل جنگهای داخلی، مداخلات خارجی، و خشونتهای بیرحمانه از هم جدا میشوند. مرگ و نابودی، همچون سایهای شوم بر سر این سرزمینها گسترده است.
همه اینها یادآوری میکند که نسلکشی در غرب آسیا تنها یک تراژدی تاریخی نیست، بلکه یک درد بیپایان است که هر روز به شکلهای مختلف در دل مردم این سرزمینها زنده میشود. این رنجها نه تنها یک نسل، بلکه نسلهای آینده را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. شاید در این سرزمینهای خونین، هنوز روزی بیاید که امیدی برای صلح و بازسازی باشد، اما تا آن زمان، هر روز، این زخمهای تاریخی تازهتر میشوند.
زندگی در غرب آسیا، در جایی که خون و خاک آغشته به یادهای نابود شده است، هیچگاه بدون هزینه نخواهد بود. امید به آزادی، عدالت و صلح در دل کسانی که از دریاها و صحرای این سرزمینها میگذرند، همچنان در میان این ویرانیها زنده میماند. اما تا زمانی که دیوارها و مرزهای نفرت ادامه داشته باشند، داستانهای نسلکشی در غرب آسیا تنها بخشی از تاریخ خواهد بود که نمیتوان آن را فراموش کرد.
مهدی موعود، بهعنوان امید و منجی بشر، نه تنها در تاریخ و فرهنگ شیعی بلکه در دلهای تمامی انسانها، نماد امید به یک دنیای بهتر است. در جهانی که جنگها، بحرانها، نسلکشیها و ظلمها هر روز جان انسانها را میگیرند، یاد امام مهدی و انتظار ظهور او بهعنوان یک نور امید در دلهای مؤمنان میدرخشد. در دنیای پر از درد امروز، ظهور امام زمان بهعنوان پایاندهنده به ظلم و آغازگر روزهای روشنتر، یک آرزوی بزرگ است که روزی حقیقت خواهد یافت.
به نام چاشني بخش زبانها