نگاه نویسندگان و دانشمندان مسیحی به امام حسین(ع)
 
بولس سلامه
1- بولس سلامه (حقوقدان و شاعر و نویسنده صاحب‎نام و صاحب ملحمة الغدیر و قصیده عاشوراء و منظومه علی و الحسین) او که از مشهورترین شاعران و ادبای کلاسیک لبنان بود، نخستین بار ترکیب و قالب حماسه‎سرایی برای روایت یک حادثه تاریخی را در ادبیات معاصر عربی عرضه کرد و با سرودن اثر مشهورش «حماسه غدیر» نام خود را در عشق و ارادت به امیر مؤمنان جاودانه ساخت. او در بخشی از اشعار خود می‎گوید: «حق چنان در من مسیحی جوشید که از شدت محبتش مرا شیعه علی خواندند، ‎ای آسمان گواه باش و ‎ای زمین شهادت بده که من علی را دوست می‎دارم.»
وی در منظومه‎ای پیرامون حادثه کربلا به سبک حماسه غدیر از آغاز حرکت امام حسین(ع) شروع می‎کند و مراحل مختلف حادثه و مقتل حضرت را به تفصیل شرح می‎دهد و از کشته شدن حضرت علی‎اکبر و عبدا... بن حسن تا شهادت قمر بنی‎ هاشم و اسارت آل‎الله را چون یک راوی مقتل و ذاکر مصیبت اهل بیت روایت می‎کند و در بخشی از این مجموعه می‎نویسد: «آن‎چنان گریستم که بالشم از اشک خیس شد و در قلمم پژواک ناله‎ها مویه کرد، من مسیحی را حسین به گریه انداخت و قطرات اشک از افق چشمانم تابید و درخشید. هرگز حال آن‎که از دور به آتش می‎نگرد با حال آن‎که بر روی هیزم می‎سوزد یکسان نیست، نه فرزدق زین‎العابدین چون من گفته [و درد و داغی که من می‎کشم و می‎سوزم دریافت] و نه متنبّی به شیوه من سروده است.»
 
سلیمان کتانی
2- سلیمان کتانی (نویسنده دلداده‎ای که در کنار آثار ادبی مختلف خود نه جلد کتاب ارزشمند درباره معصومین(ع) از پیامبر اکرم و حضرت فاطمه زهرا تا امام موسی کاظم تالیف کرد، اما مرگ او اجازه نداد کارش را کامل کند). وی تا پایان عمر با شور و عشقی وصف‎ناپذیر از اسلام ناب محمدی سخن گفت و بر ارزش‎های انسانی و موضع حق پافشاری کرد. او در کتاب امام حسین(ع) پس از تحلیل مفصلی از شرایط تاریخی بعد از رحلت پیامبر و زندگی سیدالشهدا(ع) با نثری شاعرانه و بیانی ادبی از حادثه کربلا می‎نویسد و در نخستین فراز از کتاب چنین می‎گوید:
«قیام حسینی جز انقلابی معنوی نبود برای درهم کوبیدن ظلم و جهالت، دیروز برادرش حسن الگویی سپید عرضه کرده بود و امروز او الگویی سرخ ارایه می‎کرد و هر دو الگو از مصدری واحد مشتق شده بودند که مصدر بزرگتر بود برای برپاساختن جامعه‎ای استوار، جد او و پدرش چنین خواسته بودند و اساس وصیت و امامت چنین بود و امامت درونی او قیامی سرخ را از او می‎طلبید.» 
 
جورج شکور
3- جورج شکور (شاعر و استاد برجسته ادبیات و وصی ادبی سعید عقل شاعر برجسته عرب، صاحب دو کتاب «ملحمة الامام علی» و «ملحمة الامام الحسین»): وی که کتاب مستقلی در ذکر تاریخ امیرمؤمنان دارد، در مجموعه دیگری به شکل تاریخی قیام سیدالشهدا(ع) را به شعر روایت می‎کند. آغاز این قصیده چنان شورانگیز است که یکی از شعرای لبنان بدو می‎گوید، یک بیت قبل از آن بیاور تا کسی فکر نکند تو شیعه هستی! او در این کتاب پس از اشاره اجمالی به تاریخ اسلام و قضیه غدیر خم از قیام امام حسین می‎سراید و پس از بیان سیر حرکت حضرت به‎سوی کربلا می‎گوید:
«در کربلا عمر خویش را در قالب حماسه‎ای ریختی که به خون نگاشته شد و کتاب‎ها در شرح آن نوشتند. قیام کردی و جنگیدی و آن‎گاه که غروب کردی هیچ ستاره‎ای نماند، جز آن‎که بر تو گریست و همچنان می‎گرید. از کینه، سرت از تن جدا کردند و سر‎های یارانت را بریدند و چنان بر نیزه برافراشتند گویی نخل‎هایی است که میوه داده و بانوان و دختران نوحه‎گر از آتش آه می‎سوختند و اشک برگونه‎هایشان نقش می‎زد. چنان که دل راه و جاده بر حالشان می‎سوخت تا وقتی به دربار ظلم رسیدند و یزید وحشیانه با چوب به سر مبارک حسین(ع) می‎زد. آن‎جا بود که فریاد زینب چون تیر و نیزه بر سرش فرود آمد که:‎ ای یزید، هر چه کنی و هرچه دیگران را به دنیا بفریبی، بدان که نمی‎توان برای اهل بیت قیمت تعیین کرد. هر چه بکوشی نمی‎توانی چراغ نام ما را خاموش کنی، یاد ما در دل عاشقان جاودانه خواهد ماند و تخت حکومتت را خواهد لرزاند.» (ملحمة الحسین)
 
جوزف‎ هاشم
4- جوزف‎ هاشم (وزیر سابق و اقتصاددان و ادیب برجسته): اشعار گوناگون درباره اهل بیت دارد و در مقالات و نوشته‎‎های گوناگون پیرامون معارف شیعی مخصوصا نهج البلاغه سخن گفته است. وی با دلبستگی عاطفی فراوان از سالار شهیدان می‎سراید و در اشعار و نوشته‎هایش روحی حماسی و پرشور از مقاومت و جهاد به چشم می‎خورد. علاوه‎بر اشاره‎‎های متعدد به ماجرای غدیر و اظهار ارادت فراوان به امیر مؤمنان و سیدالشهدا علیهما السلام در قصیده‎ای پر شور از زینب کبری و مصیبت کربلا نیز سخن گفته است. وی در قصیده‎ای با عنوان «ذکری أهل البیت» چنین سروده است:
«ای دختر اسلام از قلم من مپرس که اگر بخواهد از اهل بیت سخن بگوید، چون زبانم به نغمه در می‎آید، من‎ هاشمی هستم و از آن خاندان پاکم و خون آن خاندان در رگهایم جاری است که خداوند طهارتشان بخشید و تاج وحی بر سرشان نهاد و با «یُذهب الرجس» عصمتشان را با قرآن گره زد.
و خداوند اهل بیت را برای قربانی شدن برگزید تا امت‎ها را بیامرزد و وجودشان مشعل هدایت به‎سوی حق باشد، دختران پیامبر از مصیبت بر سر و سینه می‎زدند و می‎نالیدند و آن‎گاه که زخم‎‎های پیاپی بر حسین فرود آمد، ناله‎‎های زینب برخاست. هفتاد زخم بر او زدند، اما کینه‎شان تمام نشد و هفتاد سر از بدن جدا کردند، اما مستی گمراهی‎شان قرار نیافت. ای ننگ بر نیزه‎ای که سر حسین بر آن برخاست و ارکان امت خود را تا قیامت برافراشت. نه، تو فقط امام شیعیان خود نبودی، بلکه تو پیشوای تمام انسان‎ها هستی که در زمین جایگاه مؤمنان را عزت دادی. ‎ای مردم به نسبت پیشوای خود صعود می‎کنید و هر که به راه اهل بیت رود سود می‎کند، به راهشان در دنیا و آخرت متوسل شوید و هدایت یابید که هرگز حق با غیر ایشان برپا نمی‎شود !» (علویات)
 
جورج زکی الحاج
5- جورج زکی الحاج (شاعر و نویسنده و استاد دانشگاه): قصیده مستقلی با عنوان «یا ابن الکرام» دارد و در سایر آثار خود بر موضع فکری و سیاسی مقاومت و ارزش‎های ظلم‎ستیزی مکتب شیعه تاکید می‎کند. وی در بخشی از قصیده زیبای خود چنین می‎سراید: «ای سرور شهادت، شعر چه ارزشی دارد اگر حامل پیام ارزش‎ها نباشد، این‎گونه یاد و نام تو نه تنها فخر قهرمانان است، بلکه‎ ای حسین، تو در خاطر خدای جا داری... و ‎ای کربلا، خاک معطر تو به خون پاکی آبیاری شد که با عزت و شرافت کودکانی از آن می‎رویند که در فلسطین سر برمی‎آورند. در وجود هر کودکی یک حسین مقاوم هست که با هر متجاوز به حق می‎ستیزد. فروغ پیروزی میان قطرات اشک در چشم این کودکان می‎درخشد، آفرین بر تو یا حسین، اینان کودکان و نوادگان تواند که در ایستادگی و قیامشان جاودانه شده‎ای و پیامت در جگرهایشان حک شده است.
در تو می‎نگرم که میان میدان ایستاده‎ای، چون قهرمانی که از بهشت آمده و فراتر از انسان‎ها همه با شر و نادرستی می‎ستیزد. چونان شیر ایستادی و چون گرگان گرسنه و شغالان گردت را گرفتند. آفرین بر مرگی که عظمت دین را در خود دارد. آنان دغدغه‎ای جز سلب خلافت نداشتند، اما تو نگران دین بودی. در یک دست شمشیر داشتی و در یک دست قرآن. در تمام روزگار نام تو رمز ایثار و شهادت شد و نام آنان رمز کفر، و‎ ای حسین، امروز یاد تو در دل‎هایمان چون آیات الهی جاودانه است.» (قصیدة الحسین)