همه جا پر شده از بوی امید است به مرگ
فرصت از دست برفت
قدمی مانده به آغاز وصال
مرگ هم قسمتی از تقدیر است
کاش قدری به تفکر بسپاریم 
دل و روح لطیف
کاش قدری قدمی در گذر یار زنیم
کاش حتی گاهی
از گوشه چشم
نیم نگاهی بکنیم
قبرها می خوانند
این گذرگاه که ماندیم در آن آبادست
مقصد از دور چه پیدا، پیداست
و هراس و همه غمهای من از تأخیر است
قصدم زیبا، سفرم راحت، موعدش نامعلوم
منتظر باید بود
شاید این بار بیاید وقتش
در شب پائیزی
همه جا پر شده از ....
 
نمی دونم اگه زمان دقیقه مردن رو می دونستیم چطوری زندگی می کردیم! معمای زمان مرگ هر آدمي شايد هولناكترين و شايد هم شيرين ترين و مفيدترين معماي خلقت هر انسان باشه. فكر كنيد اگر بهمون مي گفتند تا ۵ ساعت ديگه زمین می ترکه و همه مي ميريم، اين آخر عمري رو چطوري مي گذرونيد؟
تعداد زیادی از مردم انگلیس در پاسخ این سوال گفته بودند، سعي مي كنيم آخر عمر شادي رو داشته باشيم و به خوشگذرونی بپردازیم. امّا فکر کنم ما ایرانیها یا به طور کلی آدمای موحّد معتقد که تفکر معاد و زندگی ماورایی در ذهنشون نهادینه شده و با وجود این سر دوست و دشمن کلاه گذاشتیم، تهمت زدیم و حق مردم رو بالا کشیدیم، یه دفعه یاد خدا و پیغمبر بیفتیم!! الهی توبه! الهی منو ببخش پیلیز! ...
احتمالاً قبل از انفجار زمین، سیستمای مخابراتی می ترکه چون همه یاد دوست و رفیق و فک و فامیل و عذرخواهی و حلالیت گرفتن و ...
شایدم انقدر ملت وحشتزده شن که قبل از انفجار خودشون منفجر شن!
من خودم دلم مي خواد حداقل اون آخر عمري جواب يه سري معماها و سوالات بدون جواب تو زندگي خودم رو پيدا كنم. شايد هم يك سري حرفاي آخر عمري بزنم!
 
::::: حاشيه دفتر :::::
* فعلاً آنتن افتاده تو قبرستون! شاید وقتی مرگ آدمایی که توقع مردنشون رو نداریم اتفاق می افته، اونم با یه سکته ناقابله بدون برنامه ریزی! جا داره که یه خورده بهش فکر کنیم!