داداشی تولدت مبارک
روز تولدت وقتی که در انتظار دیدن یک خواهر کوچولو بودم. خداوند تو را به ما داد. آن روز ناراحت شدم
گفتم من این داداشی را نمی خوام
، شاید داشتن یک خواهر برای من که یکیشو داشتم و شیرینی اونو چشیده بودم خیلی بهتر از یک موجود عجیب و غریب بود که می گفتن داداشی تو اِ.
امروز از اینکه من هم یک دونه از این موجودات عجیب و غریب دارم خوشحالم.
۵۰ تا ماچ این ور لپت و ۵۰ تا انور لپت![]()
انشاءالله همیشه سالم و موفق باشی![]()
![]()

+ نوشته شده در یازدهم مرداد ۱۳۸۵ ساعت توسط داروغه
|
به نام چاشني بخش زبانها