جون شما اگه بذارم بری!!!
دیگه تموم شد، زمستون امسال هم دیگه نفسای آخرشو می زنه! تعطیلات آخ جون تعطیلات و خواب. دیگه بار و بندیلو بستیم تا تهرون تحویل مهمونای نوروزی بدیم و خودمون فرار کنیم، کلی با دردسر مرخصی تا آخر تعطیلات گرفتم بابا مگه رضایت می دن، عجب مصیبتی شده از ده نفر باید کسب تکلیف کرد!!!!! نمی گن مگه ما بیکاریم قبل از سیزده بیایم سازمان؟!! از همین الان به بعد از تعطیلات که فکر می کنم، وای خیلی حال بهم زنه!

+ نوشته شده در بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۵ ساعت توسط داروغه
|
به نام چاشني بخش زبانها